تبلیغات
حتما اسم فرقه فراماسونی یا حداقل شیطان پرستی به گوشتون خورده است...این گروه به سرعت در حال گسترش فرقه خود می باشند و بنا برآن چه گفته اند در سال 2012 تمام ادیان از بین می روند و شیطان پرستی تنها دین!!در دنیا خواهد بود...همون طور که در فیلم 2012 هم دیدید که در آن سال زندگی جدیدی در زمین آغاز شد.این گروه فعالیت های خود را از 200 سال پیش آغاز کرده است و در هر جایی می توان نشانه های آنان را دید اما چون آگاهی نسبت به آنان نداریم توجهی نکرده و می بینیم که بسیاری از جوانان ایرانی هم از این نشانه ها استفاده می کنند.
یک نکته :این که فراماسون ها برای به ابتذال کشوندن تفکر دین داران جهان شیطان پرستی را به وجود آورده اند.
موضوع جالب و دردناک اینجاست که آنها برای عقیده خود چه ها که نمی کنند و ما با این ظرفیت بالا و این کتاب و عترتی که پیامبر به یادگار گذاشتند و از همه مهم تر مهدی موعود (عج)که به عنوان یک شیعه وظایف سنگینی در زمینه مهدویت به عهده داریم دست روی دست گذاشته و هیچ نمی کنیم.
تصمیم گرفتم تعدادی از نشانه های و فعالیت هایشان را معرفی کنم تا هم آگاهی مان بالاتر رود و هم شاید تلنگری باشد تا بیدار شویم و ببینیم ما برای عقیده و هدف خود چه کرده ایم؟
همه ما در مورد دجال خواندیم.همان یک چشمی که در احادیث آمده است.از کنار هم قرار دادن احادیث به این نتیجه می رسیم که دجال یک فرد نیست بلکه شاید بتوان گفت یک فرقه است.در نشانه های فراماسونی این چشم که چشم چپ دجال هم است زیاد دیده می شود.
1.نماد پرگار و گونیای بر عکس و یک چشم بالای آن
2.Isis و کلید دست آن که آنخ نام دارد که نماد زن هم هست و در میان فمینیست ها هم دیده می شود.
3.ستاره 6 گوش که بر روی پرچم اسرائیل دیده می شود.


4.ستاره 5 پر یا پنتاگرام که در میان آن سر یک بز است و بز در دیدگاه آنان نماد شیطان است.GOAT نام دارد.و G آن در میان نماد پرگار و گونیا دیده می شود.
ساختمان پنتاگون در آمریکا هم به همین شکل یعنی ستاره 5 پر است.
5.یک دلاری:
-عکس جرج واشنگتن که دارای درجه 33 بود یعنی فراماسون اعظم بود.
-چشمی که در بالای هرمی روی یک دلاری دیده می شود.
-اعداد مقدس آنان 11 و 13 و 33 است.هرم روی دلار 13 طبقه دارد.
عقاب روی دلار:دم آن 13 پر دارد.بالای سرش 13ستاره(که همان ستاره 6 پر است) و خطوط روی بدنش 13 تا،زیتونی که بر دست دارد 13 برگ دارد.
در روایات است که جای چشم راست دجال خالی است،و چشمش،چشم چپ اوست.چشم این عقاب و چشم روی هرم هم چشم چپ است.
اگر پرگار و گونیا را روی هرم یک دلاری بذاریم در 5 ناحیه آن حروفی بدست میاد که MASON است!

6.علامت دست شاخدار که نماد سر بز است.بسیاری از روسای جمهور از جمله بوش،برلوسکونی و مرکل و.... از آن در مجامع و عکس ها استفاده کردند.مرد عنکبوتی هم خود نماد منجی است که از این نماد دست استفاده می کرد!!در میان گروه متال هم دیده می شود.


7. در فیلم هری پاتر1 اگر دیده باشید پروفسور؟(اسمش یادم رفته)دستار یا همون عمامه مشکی رنگی به سر دارد که وقتی باز می کند از زیرش شیطان دیده می شود!!این چه معنی می دهد؟
8. در فیلم 300 یکی از یاران اسپارتا در حال نگاه کردن به پدر خودش است که یک سفید پوش سوار بر اسبی سفید از میان گرد و خاک پیدا می شود و سر او را جدا می کند.سوار سفید پوش؟!
9.رئیس جمهور آمریکا،کندی که ترور شد در دالاس که نزدیکی خط 33 درجه بود.نبرد آرماگدون در دشت آرماگدون که روی خط 33 درجه است آغاز می شود.
10.عدد 666 شماره تماس شیطان است!! عکس 999 عدد مقدس مسیحیان است
11.منسون یکی از خواننده های شیطان پرست که چشم چپ او بسیار معروف است و حالت خاصی دارد.


فراماسونری،یك تشكیلات مخفی است كه در سطحی جهانی‏ و با عمق و دامنه بسیار وسیعی در بسیاری مسائل سیاسی و اقتصادی‏ و فرهنگی دخالت و اعمال نظر می‏نماید و در بسیاری از رویدادهای‏ عمده تاریخ نقش مؤثری داشته و دارد.

فراماسونها معمولا اعضاء خود را از بین افراد سرشناس و ذی‏نفوذ جوامع انتخاب كرده و با تمهیدات و تدابیر خاصی آنان را واردجرگه خود می‏نمایند و با استفاده از انواع وسایل از تطمیع و تهدید گرفته تا محاصره ذهنی و انجام مراسم خاص،از افراد معمولی،اشخاصی سرسپرده و مطیع به وجود می‏آورند كه از هر گونه منطق و استدلال شخصی و مستقل تهی شده و همه روابط عاطفی و اخلاقی و خانوادگی را نفی نموده و تنها در اختیار كامل این سازمان قرار گیرند و با اطاعت محض،در جهت منافع آنان گام بردارند.طبیعی است كه‏ در چنین تشكیلات مخفی ، حفظ اسرار از اهم وظائف است و به كار بردن رموز و اشارات و نشانه‏ها و علامات از وسائل ضروری می‏باشد.

فراماسونها،جلسات خود را در محلی كه معمولا ساختمان‏ مخصوصی هم دارد و«لژ»نامیده می‏شود تشكیل داده و مقید به اجراء آداب و مراسم ویژه خویشند.

آنها درجات و مراتب متعددی دارند كه‏ برای عبور از هر كدام و صعود به درجه بالاتر باید آموزشهای لازم را دیده و مراتب اعتماد و سرسپردگی را به طور كامل ثابت كرده باشند.
اینان در مراسم خویش از وسایل و ابزاری استفاده می‏كنند(مثل گونیا و چكش و پرگار و پیش‏بند و غیره)كه برای آنها قائل به رموز و مفاهیم‏ و معانی ویژه‏ای هستند و به هر حال همه این آداب و رسوم،برای رشد روحیه اطاعت و ایمان قلبی به این تشكیلات است.

هر لژ فراماسونری یك رئیس كل به نام استاد اعظم دارد كه همه‏ اعضاء باید مطیع او بوده و از صمیم قلب استادی و ریاست او را پذیرفته‏ باشند.
سه مركز اصلی فراماسونی(در پاریس،لندن و آمریكا) فرماندهی اصلی همه لژهای تابعه را در كشورها و شهرهای جهان به‏ عهده دارند كه در عین حال نقش سازماندهی و هماهنگی را نیز ایفا می‏كنند.
فراماسونها با تشكیلات مفصل و منظم و پیچیده و حفاظت‏ شده و با سابقه طولانی كه طی قرون و به ویژه از اوائل قرن هیجدهم، دایر كرده‏اند در بسیاری از حوادث تاریخ نقش داشته‏اند:جرج‏ واشنگتن اولین رئیس جمهور آمریكا و بسیاری از رؤسای جمهور دیگر آن كشور تا امروز،ادوارد هفتم پادشاه انگلیس و بسیاری از گردانندگان انقلاب كبیر فرانسه از قبیل منتسكیو و روبسپیر و مارا و دانتون و...و قبل از آنها علماء و هنرمندان در فرانسه مثل مولیر و اصحاب دایرةالمعارف و...و بسیار افراد سرشناس دیگر از اعضاء مشهور فراماسونی هستند.
در ایران نیز افراد مؤثری قبل و بعد از انقلاب مشروطیت‏ فراماسون‏اند:میرزاآقاخان نوری(عامل قتل امیركبیر و جانشین‏ وی)محمدحسین فروغی و پسرش محمدعلی فروغی،میرزاملكم‏خان‏ و پدرش میرزا یعقوب،حاج سید نصراللّه تقوی،تقی‏زاده،ادیب الممالك، بسیاری از شاهزادگان قاجار،تعداد زیادی از وكلای مشروطه و زعمای‏ دولت،افراد بیشماری از نویسندگان و مشاهیر صدر مشروطیت و بعد از آن،همگی فراماسون بودند تا برسد به حسین علاء و شریف‏ امامی و آل و تبار اینان كه كم و بیش هر كس كه با كتاب و مطالعه و تاریخ‏ سر و كار دارد تا حدودی با كار و حال اینان آشنایی دارد.


اما آنچه كه از همه اینها مهمتر و شایان توجه بیشتر است یافتن‏جواب برای این سئوال است كه:«فراماسونری در خدمت كدام كشور و حكومت و آلت فعل كدام نیروی استعماری است؟».
عموما این تشكیلات مرموز را آلت دست امپریالیسم انگلیس‏ می‏دانستند و می‏دانند و گاه وسیله استثماری و استعماری فرانسه و لابد آمریكا نیز؛اما به دلائل و مدارك زیر؛فراماسونری قطعا از اذناب و وابستگان صهیونیسم بین‏الملل و در جهت منافع و مطامع آن است.البته‏ این ادعا برای اولین بار نیست اما به هر حال توجه به این نكته‏ می‏تواند راهگشای بسیاری از نقاط مبهم حركات و رفتار این سازمان‏ خطرناك در قرون اخیر تاریخ بشر باشد.تذكر این نكته هم به عنوان‏ اعتذار از حوصله خواننده محترم لازم است كه به دلیل اهمیت موضوع‏ سعی می‏شود همه مواردی كه تا كنون به دست آمده آورده شود تا معلوم‏ گردد كه فجایعی كه صهیونیستها با نام فراماسونی انجام داده‏اند تا چه‏ اندازه و به چه عمق و ریشه‏داری است.

1-«در ضیافتی از فراماسونها در فرانسه در سال 1873 یك‏ فراماسون یهودی به نام دلزاس نطقی ایراد كرد و در آن از هم مسلكان‏ ایرانی خویش برای جامعه یهودیان ایران،مساعدت و همكاری و همراهی تقاضا نمود»این تقاضای یهودیان را از فراماسونهای ایران‏ بدان جهت نقل كردیم كه نشانه همبستگی دائمی و لاینفك صهیونیسم‏و فراماسونیسم است...به روی بسیاری از دیپلمهای فراماسونی،...كلمه«یهوه خدای جهودان»با زبان و خط و عبری نقش شده كه این‏ خود نمودار دیگری از بستگی یهودیان با فراماسونری می‏باشد.در ایران بستگی فراماسونیسم با صهیونیسم از بدو فعالیت این سازمان‏ زیرزمینی وجود داشته و هم اكنون نیز دارد.كارگردانان فراماسونیسم،از یهودیان ایران و یا نودیانی كه حسب‏الظاهر دین آباء و اجدادی خود را رها كرده‏اند،تشكیل می‏گردد و هم‏اكنون نیز در لژهای وابسته به‏ فرانسه و انگلیس در ایران یهودیان مهاجر به ایران و یهودیان ایرانی‏ عضویت دارند».

2-«برخی از دیگر از ماسونها...معتقدند كه سنگ اول بنای‏ «فرقه ماسونی»در زمانی نهاده شد كه سلیمان نبی به بنای معبد معروف‏ خود موسوم به«هیكل سلیمان»اقدام نمود».كه هیكل سلیمان و پادشاهی و نبوت حضرت سلیمان از مقدسات و نقاط حساس‏اعتقادات یهودیان است.

3-«در بین دانشمندان و نویسندگانی كه موفق به دریافت جایزه‏ معروف«نوبل»شده‏اند،شماره كسانی كه عضو فراماسونی هستند به‏ قدری زیاد است كه این فكر به وجود آمده است كه تا نویسنده و دانشمندی عضو فراماسونی نباشد موفق به دریافت جایزه نوبل‏ نخواهد شد».این مطلب را مقایسه كنید با آمار زیر كه چندین سال قبل‏ تهیه شده است:
«مسیحیان با 1150 میلیون نفر جمعیت 209 جایزه نوبل‏ گرفته‏اند یعنی هر 5 میلیون مسیحی یك جایزه؛
كشورهای كمونیست و مذاهب چینی با 800 میلیون نفرجمعیت 8 جایزه نوبل گرفته‏اند یعنی هر 100 میلیون نفر یك جایزه؛
مسلمانان با 600 میلیون نفر جمعیت 1 جایزه نوبل گرفته‏اند یعنی هر 600 میلیون نفر یك جایزه؛
هندوها با 500 میلیون نفر جمعیت 2 جایزه نوبل گرفته‏اند یعنی‏ هر 250 میلیون نفر یك جایزه؛
یهودیان با 15 میلیون نفر جمعیت 43 جایزه نوبل گرفته‏اند یعنی هر یك میلیون یهودی 3 جایزه!»
یعنی در حالی كه در سطور قبل،شرط دریافت جایزه نوبل، فراماسون بودن ذكر شده بود؛با این آمار گویی یهودی بودن مهمترین‏ شرط بردن جایزه نوبل است.از جمع این دو باید نتیجه گرفت كه این‏ جایزه،مخصوص یهودیان فراماسون و یا فراماسونهای یهودی است!

4-«هیتلر و سربازان نازی همانطوری كه با یهودیان دشمنی وكینه داشتند،با هر گونه افكار«انترناسیولیستی»اعم از كمونیسم یا فراماسونری مخالف بودند.مخالف نازیها با فراماسونها بیشتر از كمونیستها بود چون«این سازمان را آلت دست یهودیها می‏دانستند. هیتلریها،كلیه سازمانهای فراماسونی را در آلمان برچیدند و اعضاء آنها را یا اعدام كردند و یا به زندانهای طویل المدت انداختند.در دوران جنگ دوم جهانی هر جا قشون هیتلری وارد می‏شد،محو ماسونها را فراموش نمی‏كرد و محافل آنها را تعطیل می‏نمود ولی بعد از شكست‏ آلمان و پایان جنگ دوم جهانی،فراماسونی فرانسه بار دیگر زنده‏ شد».

5-«گرچه افكار فراماسونری نوین بر پایه و اساس‏ انترناسیونالیسم بنا نهاده شده و انترناسیونالیسم دشمن ناسیونالیسم و سنت و ترادیسیون است؛با اینحال«ماسون»ها چون از ارزش‏ ترادیسیون و سنت‏ها در جامعه به خوبی اطلاع دارند لذا ساختن«معبد سلیمان»و افسانه‏های یهودی و كلیمی را بر پایه و اساس تئوری و اندیشه‏های مسلك خود قرار داده‏اند».
یعنی از یك سو تخریب سنت و آداب و رسوم هر جامعه به اسم‏ انترناسیونالیسم و از سوی دیگر تبلیغ و ترویج سنتها و رسوم یهودی‏ در آن جامعه.

6-«فراماسونهای انگلیسی،رنگ آبی را برای نشانها و حمایل‏ و علائم خود انتخاب كردند و به همین جهت تشكیلات آنها «فراماسونی آبی»نامیده می‏شود». رنگ آبی برای یهودیان‏ صهیونیست هم مقدس است چنانكه پرچم اسرائیل بر روی زمینه‏ سفید،یك ستاره داود و دو نوار به رنگ آبی دارد.

7-بر بالای محل جلوس استاد اعظم در داخل تالار لژ«مثلث‏ مقدس»نقش شده كه از پشت به وسیله برق روشن می‏شود و در وسط آن چند حرف عبری و یهودی نوشته شده است».

8-«به عقیده فراماسونری كنونی،كوروش كه باعث آزادی‏ یهودیان از اسارات بابلیها شد و معبد بزرگ را در اورشلیم ساخته است‏ طبق تعلیمات درجات عالیه فراماسونی«ماسون اول»یعنی جزء سازندگان و بانیان معبد به شمار می‏رود.زیرا معبدی كه او ساخته‏ مطابق همان اسلوبی است كه حضرت سلیمان بنا كرده است و به این‏ جهت ماسونها او را هم«بنا»یا به اصطلاح امروزی«ماسون» می‏دانند».

9-«به طوریكه قبلا گفته شد،فراماسونری خود را یك سازمان‏جهانی می‏داند و اساس فعالیت خود را بر پایه تشكیل«حكومت‏ جهانی»و نوعی«حكومت انترناسیونالیستی»كه كمونیستها نیز بدان‏ اعتقاد دارند،قرار داده است».
باید توجه داشت كه در واقع این یهود است كه با احساس‏ برتری نژادی و قومی و با كوشش در جایگیری و تسلط بر منطقه‏ فلسطین-كه مركز ادیان الهی،منطقه استراتژیكی و محل اتصال سه‏ قاره،و مركز عمده منابع نفت جهان است-خیال تأسیس حكومت‏ جهانی دارد و الهام بخش فراماسونری و كمونیسم است.

10-«در سال 1723،دكتر اندرسن با كمك«تئوفیل دزاگولیه» قانون اساسی فراماسونری را نوشت و منتشر كرد...این قانون‏ هم اكنون به بیش از 73 زبان متداول در جهان ترجمه شده و در دسترس اعضاء لژهاست...در مقدمه آن می‏نویسد:...قواعد مخصوصی‏ كه برای اعمال این هنر(بنایی)و توسعه آن به كار می‏رود زائیده علم‏
هندسه است.این علم از آدم ابوالبشر به پسرانش مخصوصا به«قابیل» و«شیث»رسید.شیث پسر سوم آدم(پس از قابیل و هابیل)شهر «خنوخ»را به اسم پسرش بنا كرد.ظاهرا هابیل فرصت تكمیل‏ معلومات را نیافت و سوابق ،(بنایی)وی درخشان نبود!در صورتیكه‏ قابیل یك شهر ساخت و بنا(ماسون)عالیمقداری بود.سپس پیامبران‏
و ملت اسرائیل و شاه آنان سلیمان نبی،معماری(ماسونی)را توسعه‏ دادند.»
غیر از آمیختگی كامل این بینش فراماسونری با تاریخ‏ بنی‏اسرائیل،ضمنا جالب است كه اینان«قابیل»را معماری بزرگ و عالیمقدار می‏دانند در حالیكه می‏دانیم او به طمع و حسد،برادر خود هابیل را به ناحق كشت و جنگ قبیله هابیلیان با قابیلیان و خونخواهی‏ و ثار مداوم تاریخ،هم از آن زمان و از آن واقعه شروع شد و تداوم یافت، و تا آخر الزمان نیز ادامه خواهد داشت.

11-«فراماسونهای جهان نه تنها در جنگهای داخلی،انقلابات‏ و تغییر رژیمهای ممالك شركت داشته‏اند بلكه در جنگهای بین‏المللی‏ نیز مؤثر بودند.در جنگ بین‏الملل اول كه با شكست آلمان‏ تمام شد،فراماسونها و یهودیان آلمان از انگلستان،فرانسه و متحدین آنها جانبداری می‏كردند،نقش اساسی داشتند.یهودیها كه در مجامع فراماسونی دنیا نقش مهمی دارند،حتی علامت شش گوشه خود را(ستاره داود)جزو علائم ماسونی كرده و از وجود كلیمیان آواره جهان‏ برای توسعه فعالیت ماسونی استفاده كرده و می‏كنند».

12-«تصویر سنگ قبر تروسكانیان،فراماسونر ارمنی در قبرستان ارامنه جلفای اصفهان،كه بر روی آن علامت فراماسونری‏ نقش شده است».و این علامت فراماسونری یك ستاره شش پر داود است محصور در یك دایره و در درون آن گونیا و مثلث و...

13-«یكی از برجسته‏ترین اعضای لژ روشنایی در ایران، هم اكنون(یعنی به هنگام تألیف كتاب)بر دوازده لژ دیگر وابسته به‏ سازمانهای جهانی گراند لژ اسكاتلند در ایران ریاست دارد.او كه دو سال قبل به سمت ناظر اعظم لژهای اعظم انگلیس در ایران انتخاب‏ شده«كریستوفر اسحق‏فری»نام دارد و تبعه انگلیس است.این‏انگلیسی یهودی الاصل كه مدعی پیروی از مذهب مسیح است از چهل‏ سال قبل تا كنون در ایران بسر می‏برد.از سوابق او در انگلیس هیچ‏ اطلاعی در دست نداریم ولی از دوران اولیه خدمتش در شركت نفت‏ سابق گزارشهای تأسف‏آوری موجود است...فعالیت او در لژهای‏ انگلیسی بدان پایه و مقام رسیده كه استاد اعظم لژ اسكاتلند به این‏ یهودی انگلیسی مقام ابدیت را داده است...
این یهودی انگلیسی كه در سازمان فراماسونری به مقام«ناظر اعظم» لژ«ناحیه ایران»رسیده است،بالاترین مقام را در سازمان ماسونی‏ ایران دارد.او بر پانصد نفر از فراماسونهای انگلیس،تبعه ایران‏ حكومت می‏كند و این گروه ناچارند دست او را ببوسند و فرامین او را بدون درنگ و بی‏چون و چرا اطاعت و اجرا كنند».

14-در برنامه لژ تهران(شماره 1541)تابع قانون اساسی‏ اسكاتلند،در بند 6«سرودی از داود»قرائت می‏شود و در بندهای 8 و 9 و 10 سه مزمور از مزامیر كتاب مقدس(تورات)خوانده می‏شود در بند 18،مزمور 72 از تورات به شرح زیر قرائت می‏گردد. «مبارك باد یهوه خدا كه خدای اسرائیل است،كه او فقط كارهای عجیب می‏كند؛...»
و در بند 25،سفر اعداد به شرح زیر خوانده می‏شود:
«یهوه ترا بركت دهد و ترا محافظت نماید؛یهوه روی خود را بر تو تابان سازد و بر تو رحمت كند؛یهوه روی خود را بر تو برافروزد و ترا سلامتی بخشد؛و نام مرا اسرائیل بگذارند و من ایشان را بركت‏ خواهم داد.»
و در بند 38 مزمور 100 از تورات آمده است كه«...بدانید كه‏ یهوه خداست؛او را آفرید.ما قوم او هستیم و گوسفندان مرتع او».

15-در یك«تابلو نقاشی كه از طرف فراماسونری آمریكا كشیده شده و نمودار مذاهب و فرقه‏هایی است كه از چشمه‏ فراماسونری برخوردار شده‏اند».در مركز ثقل تابلو و درست در وسط آن یك شمعدان هفت شاخه سمبل دین یهود نقش شده است.

16-«خطرناكترین جمعیتهای زیرزمینی كه به منظور درهم‏ ریختن اركان اسلام و خدمت به اهداف یهود تشكیل شده،همان‏ تشكیلات ماسونی است»،...«جمعیت«روتاری»،از مؤسسات صهیونی‏ است،چرا كه یهودیان برای پیشبرد هدفهای خود،تنها به جمعیتهای‏ فراماسونی اكتفا نكرده بلكه مؤسسات بسیار دیگری را هم به خدمت‏
انجام هدفهای خود گرفتند كه از جمله باشگاه«روتاری»را می‏توان نام‏ برد»...«جمعیتهای ماسونی را هدف معینی جز خدمت به صهیونیسم‏ جهانی و تأمین و تسلط آنان بر جهان نیست.محفل ماسونی بریتانیا اهداف خود را در امور ذیل مشخص گردانید:
1-حفاظت كامل از یهود 2-جنگ با ادیان 3-پراكندن روح‏ الحاد و فكر اباحیت بین ملتها(منظور از اباحیت،آزادی جنسی است‏ بین هر زن و هر مرد)».
...«رهبران فراماسونری معتقدند كه اسرائیل تنها دولتی است‏ كه به ایده‏های ماسونی در تجدید هیكل سلیمان مجددا تحقق خواهد بخشید...اینان در نظر دارند كه عظیم‏ترین محفلها را در قدس یعنی در جوار معبد سلیمان به وجود آورند تا كعبه آمال فراماسونها باشد» ....
«در سال 1861 میلادی در«نشریه یهود»منتشره در لندن چنین‏ آمده است:اساس كار مجامع ماسونی اروپا بر اساس معتقدات اساسی‏ یهود استوار است.اكثر مثلثها و رموز و زبان اعضاء این محافل به عینه‏ متخذ از نظامات یهود است و هدفهایی كه ماسونیت و مسیر ملت یهود را روشن می‏دارد»...«در دایرةالمعارف فراماسونی كه در سال 1906 در فیلادلفیا انتشار یافته چنین آمده:لازم است هر محفلی،رمزی از یكی از معابد یهود باشد و در حقیقت نیز چنین است و نیز هر رهبری‏ از رهبران ماسونی،خود نمودار و نماینده پادشاهی از پادشاهان یهود
است و باز هر فرد ماسونی باید مثل اعلای یك كارگزار یهودی باشد».

17-«هدف ماسونیسم:با تشكیل این حزب سعی می‏شود سایر ادیان،اخلاق دولتها و ملتها را از جانب یهود ریشه‏كن سازند...ایده‏ اعضاء بر حسب نوشته‏های كتاب«الخطب الاربع»چنین است:عقاید و رموز و اشارات ما به لغت مصری فرعونی است كه به وسیله‏ بنی‏اسرائیل به ما ارث رسیده است...هدف حزب:حزب ماسونی نباید قانع به یك یا دو یا سه دولت باشد؛بلكه سلطه‏اش باید جهان را در بر گیرد و برای نیل به این هدف،اولین مرحله،نابودی ادیان و علماء روحانی است كه از بزرگترین و خطرناكترین دشمنان ما محسوب‏ می‏شوند...باید بزرگترین دشمن بشریت را كه«دین»نام دارد محو و نابود سازیم».افراد حزب ماسونی نباید معتقد به هیچ دینی باشد مگر در صورت ظاهر آن هم برای فریب مردم».

18-«شكی ندارد كه«كابالای یهود»(یكی از تشكیلات قدیمی‏ و سری یهود)طریقه و راه دیگری برای نقل آن به شمار می‏رود:اینست‏ آنچه را كه بعضی از نویسندگان«بنایان آزاد»(فراماسون)خودشان‏ مقرر می‏دارند؛چه آداب فرقه خود را از یك طرف اسناد به مصر و یونان‏ و كلده داده و از طرف دیگر به اسرائیلیان منصوب می‏دارند و نظامات‏ آن را به مصدر ثانی،یعنی اسرائیلیان،نسبت داده و اصول آن را،از بعد از آدم و نوح و ابراهیم،به موسی و داود و سلیمان برمی‏گردانند و رجوع‏ می‏دهند...این انتساب عینا همان چیزی است كه یهود،درباره«كابالا» مقرر می‏دارند»....
«در سال 1813 جماعات بنای آزاد انگلستان مجددا آن را(درجه بارگاه شهریاری؛نخستین مرتبه از مراتب علیارا) اعاده‏نمودند.این درجه نیز به اصل یهودی رجوع می‏شود یعنی مرجع یهودی‏ دارد و عبارت از تمجید از اسرائیل و جاوید نگاه داشتن و یادبود معبد ثانی است»...«چه بسیار شده كه بنایان آزاد از وجهه سیاسی با هم‏ اختلاف پیدا كردند و لكن بنای آزاد در تمام اعصار این مبدأ و اصل را كه عبارتست از مبارزه با هر گونه خرافه دینی و هر گونه«تعصب» مذهبی،وجهه همت خود قرار دادند.خلاصه آنكه«گرانداوریان»(لژ شرق بزرگ فرانسه)بنا به آنچه كه دشمنان بنایان آزاد می‏گویند هیئتی‏ است مخرب و قصد و مقصودش محو تمام مبادی دینی و اخلاقی‏ می‏باشد و لكن بعضی از محققین این تمایل و انگیزه انقلابی و تخریبی‏ را به نفس و بنای آزاد منسوب نمی‏دانند بلكه منسوب به«نیروی‏ خفیه‏ای» می‏دانند كه از پشت پرده عمل می‏كند و از اینرو «گرانداوریان»پرده‏ای بیش به شمار نمی‏رود و پرچمی است كه اعضاء آن زیر سایه آن قرار می‏گیرند و عمل برای مقاصدی می‏نمایند كه خود نمی‏دانند چیست...آیا این نیروی خفیه كه بنای آزاد را رهبری‏ می‏نماید و خود به چشم نمی‏آید چیست و كدامست؟بعضی‏ها به این‏ سئوال چنین پاسخ می‏دهند كه:نیروی یهودی است و كارگردانان‏ گرانداوریان اكثرشان یهودی هستند».(26)
19-در اغلب آرمها و علائم فراماسونری و مهرها و نشانه‏ها و بر یراقها و پیش‏بندهایشان نقش برگ زیتون تصویر شدهاست.برگ‏ زیتون از علائم مشخص و قطعی صهیونیستها و یهودیهاست.مثلا آرم‏ رسمی دولت اسرائیل،شمعدان هفت‏شاخه‏ای است كه در دو طرفش‏ دو شاخه زیتون نقش شده است.همچنین بر روی بعضی سكه‏ها و مدالهای اسرائیلی،برگ زیتون نقش گردیده است.

20-مدرسه سپهسالار سابق و ساختمان مجلس شورای ملی‏ سابق متعلق به یكی از افراد خاندان قاجار بوده است به نام میرزا حسین‏خان سپهسالار.مؤلف كتاب«تاریخ بیداری ایران»درباره او می‏نویسد: «در زمان ریاست خود،میرزاملكم خان را به ایران عودت داده،مجلس‏ فراموشخانه(فراماسونری)ترتیب داد...» این عنصر خائن و غربزده‏ خانه خود را به عنوان«مجلس شورای ملی»در اختیار مشروطه خواهان‏ قرار داد كه هنوز هم در میدان بهارستان تهران به همان صورت باقی‏ است.وقتی وارد ساختمان مركزی می‏شویم،در سرسرای ورودی به‏
ساختمان،بر سقف،گچ بریها و مجسمه‏هایی تعبیه شده است كه عموما مفاهیم فراماسونی-یهودی دارد اما از همه مشخصتر،در دو طرف‏ پلكانی كه به طرف طبقه دوم می‏رود،بر سقف تالار دو ستاره شش پر داود گچ‏بری و آیینه‏كاری شده است كه كاملا واضح و مشخص است‏ و گویای ارتباط كامل فراماسونری و صهیونیسم است(از این قبیل‏ نشانه‏ها در این ساختمان فراوان است).

21-جزو اسناد و مداركی كه از خانه شریف امامی،استاد اعظم‏ لژ فراماسونری در تهران،همراه با نام 1800 نفر از فراماسونهای‏ ایران به دست آمد،یك قاب خاتم‏كاری بود كه نقش ستاره داود بر آن بود.

22-«سیامك برزند، فراماسونر،در دادگاه انقلاب اسلامی‏ گفت:«من دارای مقام«درجه 33»هستم و تا مرحله بازرسی كل این‏ جمعیت ارتقاء درجه یافته‏ام...»وی افزود:«شریف امامی رئیس لژ آبی‏ واقع در خانه شماره 110 در خیابان بهارستان بوده است...اعضای‏ فراماسونری نسبت به عموم مردم،از بهترین آدمها هستند!...
كشورهایی كه در كنگره فراماسونری اسرائیل شركت كرده بودند به‏ این شرح است : امریكا،فرانسه،آلمان،ایتالیا،هلند،بلژیك،كلمبیا، اكوادور،فنلاند،ژاپن،اندونزی و چند كشور دیگر...شاه مخلوع در
دستگاه فراماسونری هیچكاره بوده است...!
«سیامك برزند،بر اساس كیفر خواست صادره از سوی‏ دادسرای انقلاب اسلامی مركز متهم است به:سوء استفاده‏های كلان‏ مالی،همكاری با رژیم سابق و جاسوسی و به نفع صهیونیسم.او در سال‏ 1967 به مقام«استاد ارجمند»و«ریاست لژ»كه یكی از بالاترین‏ پستهای سازمانی این جمعیت است،ارتقاء یافته بود».

آنچه از نظر خواننده ارجمند گذشت نمایشگر این‏ واقعیت صریح و روشن است كه تشكیلات مخفی و بسیار گسترده و جهانی فراماسونری كه در حیات ملتها نقشی بسیار عظیم و خطرناك‏ بازی می‏كند،آلت دست«صهیونیسم جهانی»است و به خاطر اهداف‏ و اغراض این دشمن شماره یك بشریت،به انواع و اقسام توطئه‏ها و دسیسه‏ها دست زده و راه را برای تسلط آن شیطان بر ملل عالم هموار می‏كند.


گفتاری در باب معماری مدرن و فراماسونری

 

در واقع، مساجد و ساختار ویژة معماری آنها، تمام شهر و ساکنانش را زیر چتری از نیروهای معنوی و آسمانی قرار داده و به آنها در برابر نیروها و موجودات منفی و شرور منتشر، مصونیت می‌بخشیدند.

اسماعیل شفیعی سروستانی
هیچ به تخریب تدریجی معماری و بافت‌های سنّتی شرقی و اسلامی و جایگزین معماری مدرن با اشکال هندسی مدرن اندیشه کرده‌اید؟ میان اشکال هندسی مقدّس، انرژی‌ها و نیروهای معنوی و روحانی و معماری رابطة ویژه‌ای وجود دارد. در هماهنگی میان انسان‌ها،‌ معماری‌های خاص و نیروهای معنوی و تقاطع آنها، انسان‌ها در زیر بارانی از نیروهای معنوی می‌بالند و از دسترس نیروهای شرور در امان می‌مانند و به عکس...

سخن امروزم برای بسیاری از گوش‌ها غریبه و احتمالاً قابل انکار می‌نماید و اگر برخی آن را حاصل توهّم توطئه فرض نکنند دستِ کم سودا و مالیخولیا را در آن بی‌تأثیر نمی‌شناسند و البتّه خودم به صاحبان این گونه آراء حق می‌دهم. سال‌هاست که می‌خواهند که ما با ساده‌لوحی، بی‌خیالی و بی‌وضعی از کنار همه چیز بگذریم.

همه چیز و همة آمد و شدها و ساخت و سازها را حاصل اتّفاق و حادثه بشناسیم. آن هم در عصر و زمانی که نظام پیچیده، تو در تو، کنترل شده و البتّه مدرن رخصت از کنترل خارج شدن هیچ یک از مناسبات و معاملات را نمی‌دهد. چه، در این صورت، مدرنیته، فرهنگ و اقتصاد و سیاست مبتنی بر مدرنیته و از همه مهم‌تر "سیستم سازان " همة معنی و هویّت خود را از دست داده و مجال طیّ مراتب تا آخرین مرحله را که چیزی جز جهان تک حکومتی نیست از دست خواهند داد.

زمانی نه چندان دور، چرچیل، نخست وزیر انگلستان گفته بود: "ما شهرها را می‌سازیم و شهرها نیز ما را می‌سازند. " در عبارتی ساده، این سخن بدین معناست که، شهرها، پرورشگاه مردم مطابق طبع و ارادة شهرسازان‌اند، این شهرها هستند که در سکوت، ارادة معماران و شهرسازان را در تربیت و ساخت جماعت انسان‌ها به هر نوع و گونه که مطلوب بشناسید کافی است که بنای شهر را بر مداری استوار کنید که خودجوش و خودکار در خود و با خود انسان‌ها را آن گونه که شما می‌خواهید پرورش دهند.

شهرسازی، کامل‌ترین عنصر تمدّنی در همة ادوار تاریخ، مطابق ساختار فرهنگی و اعتقادی اقوام بوده و هست. در گذشته‌های نه چندان دور، هر یک از اقوام، متناسب و هم‌نوا با دریافت‌های کلّی و فرهنگ مطلوب خود، شهرهای خود را به گونه‌ای می‌ساختند که در آن مردم نه تنها هماره از گستره و حوزة فرهنگی مقبول و مطرح در آن حوزه سیر و سفر می‌کردند، بلکه خود را هم افق با بافت آن شهر بر می‌کشیدند. چنان که نسل در نسل شهر و انسان صورت و سیرتی هماهنگ را بارز می‌ساختند.

این نکتة ظریف از نگاه تیزبین هیچ یک از حکیمان و مشاوران و امینان اهل حکمت که گرداگرد حاکمان را داشتند دور نبوده است. هیهات که این سنّت و این دوراندیشی طیّ سیصد و اندی سال گذشته و به تدریج از میانة شرق اسلامی رفت و در واقع، در طیّ این قرون، به دست این اقوام "شهری " متناسب با خاستگاه فکری، اعتقادی و فرهنگی شرقی و اسلامی ساخته نشده است. به عکس، معماران تمدّن غربی شهرها را ساختند و به تبع آن، انسان‌ها را. انسان‌هایی هم افق با شهرها، معماران این شهرها و خاستگاه‌ها و ایدئولوژی‌هایشان.

از روی همین غفلت است که ما نیز، نه تنها دستی در شهرهامان نبردیم بلکه، شهرهای ویران شده طیّ سال‌های دفاع مقدّس را هم بر شالوده‌های قبلی بر کشیدیم و با نصب تابلوها و پلاکاردهایی مزیّن به جملات مذهبی و شعایر دینی به حاصل دست خود بالیدیم و خود را شهرساز شناختیم.
آیا هیچ گاه به این موضوع اندیشیده‌اید که گذشتگان ما، مساجد را در میانة شهر می‌ساختند و همة اجزا و ارکان شهر را در پیوند با مساجد مرکزی تعریف کرده و اجازه نمی‌دادند که هیچ بنایی نسبت به مسجد ارتفاع و بلندی پیدا کند؟

در حوزة تمدّن اسلامی و شهر اسلامی، پیوند ناگسستنی بین زندگی مادّی و معنوی وجود داشت. پیوندی که امکان جدا افتادگی میان انسان‌ها، ‌مذهب و تمدّن و شهر را نمی‌داد. از این رو، مساجد با گنبد و مناره‌هایش، در خطّ آسمان و نقش‌های هندسی‌اش در بافت شهر و قرارگیری‌اش در مهم‌ترین مفصل شهری، نه تنها تعادل شهر را برقرار می‌کردند، بلکه امکان پیوند انسان‌ها با عوالم ماورایی و نیروهای مثبت و معنوی منتشر را فراهم می‌آوردند و مجال انتقال و تبادل این نیروهای معنوی و انرژی‌های مثبت را برای انسان‌های ساکن در شهر فراهم می‌ساختند.

در واقع، مساجد و ساختار ویژة معماری آنها، تمام شهر و ساکنانش را زیر چتری از نیروهای معنوی و آسمانی قرار داده و به آنها در برابر نیروها و موجودات منفی و شرور منتشر، مصونیت می‌بخشیدند.

عالم مملو از موجودات پیدا و نهان شیطانی و رحمانی است که پیرامون انسان‌ها را گرفته‌اند و هر یک به نحوی و از طریقی خواست مثبت یا منفی خود را در صورت‌های مختلف بر حیات فردی و جمعی انسان‌ها مستولی می‌کنند. نیروهای شریر شیطانی و جنّی به عنوان مزاحم و باز دارنده و نیروهای رحمانی و روحانی به عنوان تقویت کننده و مصونیت‌بخش جوامع انسانی را در سیر و سفر درازش همراهی می‌کنند.

همة‌ دستورات و اوامر و نواهی در خورد و خوراک و خور و خواب و سفر و حضر و بالأخره ادعیه و اذکار هر کدام به گونه‌ای ناظر بر وجود این نیروها و نحوة مصون ماندن یا آسیب‌پذیری انسان در قبال این نیروها هستند. در حالی که، انسان‌ها به رغم گذشتگان سنّت‌گرا، نه تنها از این همه غفلت می‌ورزند بلکه، نادانسته خود را در معرض تشعشعات و میدان عمل و حضور نیروهای شیطانی قرار می‌دهند.

امّا،‌ در همین نزدیکی‌ها،‌ درست در سرزمینی که ما آن را نماد پیشرفته‌ترین نوع از حیات تکنولوژیک می‌شناسیم و ساکنان آن را منکر همة‌ گفت‌وگوهای معنوی، ارتباط با عوالم غیبی، سحر و جادو می‌شناسیم. مردانی پنهان، با آگاهی از همة آنچه که در دایرة تصوّر ما هم نمی‌آید دست‌اندر کار حرکتی ظریف و موذیانه‌اند تا نه تنها انسان‌ها از ارتباط معنوی و انرژی‌های روحانی محروم بمانند در وعض، ار هر نوع حیله در میدان تشعشع نیروهای شرور و اهریمنی،‌ مقهور آن نیروها و در خدمت آن نیروها درآیند.

هیچ به تخریب تدریجی معماری و بافت‌های سنّتی شرقی و اسلامی و جایگزین معماری مدرن با اشکال هندسی مدرن اندیشه کرده‌اید؟
میان اشکال هندسی مقدّس، انرژی‌ها و نیروهای معنوی و روحانی و معماری رابطة ویژه‌ای وجود دارد. در هماهنگی میان انسان‌ها،‌ معماری‌های خاص و نیروهای معنوی و تقاطع آنها، انسان‌ها در زیر بارانی از نیروهای معنوی می‌بالند و از دسترس نیروهای شرور در امان می‌مانند و به عکس، در میان اشکال هندسی نامقدّس و تقاطع آنها با نیروهای شرور شیطانی، انسان‌ها نه تنها همة نیروهای مثبت و روحانی را از دست می‌دهند، بلکه در رگبار وسوسه‌ها، الهامات و آزارهای نیروهای اهریمنی مستعدّ گناه،‌ اهل گناه، تردید دربارة مقدّسات،‌ نفی باورها و قبول بندگی شیطان و خدمت به نیروهای اهریمنی می‌شوند.

چگونه است که همة ما در صحن و سرای مساجد و زیارتگاه‌ها و طبیعت احساس آرامش، امنیت و برخورداری معنوی می‌کنیم؟

چرا 99ی همة مساجد، زیارتگاه‌ها و معابد مذهبی شکلی یکسان، گنبدی و بر کشیده شده بر پایه های هشت وجهی ساخته شده‌اند؟
این امر هیچ ربطی به شرایط اقلیمی و آب و هوایی ندارد.

آیا بروز نوعی خشم و عصبانیت، جدال و مرافعه، میل به گناه،‌ حیله و دسیسه در سطح کوچه و خیابان و شهر و در میان پیر و جوان و زن و مرد که دیگر به معمولی‌ترین عادت و شیوة‌ جاری در میان مردم ما شده شما را نمی‌آزارد؟

آیا آسیب‌پذیری شدید جوانان در شهرهای بزرگ در برابر وسوسه‌ها شما را به اندیشه وا نمی‌دارد؟

این واقعه را چگونه تحلیل می‌کنید؟ آیا نمی‌توان در کنار این همه تحلیل بی‌پایة اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رویکردی دیگرگون نیز داشت؟
بی‌آنکه بدانیم یا بخواهیم، نیروهایی مرموز و نادیدنی، در کار و بار ما وارد شده‌اند.

خود را بر فضای عمومی کوچه‌ها، خیابان‌ها و شهرهای ما حاکم ساخته‌اند و ما از آنها هیچ نمی‌دانیم. نه تنها ما،‌ معماران و شهرسازان ما هم از آن بی‌خبرند چه، آنها همچون ما از رابطة میان اشکال هندسی، معماری، نیروهای رحمانی و شیطانی و حیات فردی و اجتماعی انسان‌ها و حرکات و سکناتشان بی‌اطّلاع‌اند.
آنها همة حیات را در گسترة اشیا و مصالح صرفاً مادّی محدود و منحصر می‌شناسند. عموم خانواده‌های سنّتی و مذهبی از اینکه فرزندان محصول نان حلال و مراقبت خود را در چهارراه تردید و گاه لاابالی‌گری سرگردان می‌مانند از تحلیل شرایط در می‌مانند.

این همه را تنها به کم رنگ شدن آداب و مناسک مذهبی و رفت و آمد به اماکن مذهبی و حتّی نان و خورش نمی‌توان مربوط دانست.
مردانی پنهان و مأمور، با حیله و دسیسه، فضای پیرامونی و حیات ما را از طرق مختلف آلوده ساخته و ما را در محاصرة نیروهای شیطانی قرار داده‌اند و ما از آن بی‌خبریم و به تدریج نیز حلقه‌های محاصره را تنگ و تنگ‌تر می‌سازند.

آنها گونه‌های خاصّی از احجام و معماری را در گوشه گوشه‌های شهر و دیار ما برکشیده‌اند. احجامی خاص که نه تنها محیط پیرامونی ما را از انرژی‌ها و نیروهای معنوی تهی می‌سازند در مقابل از نیروهای شیطانی و اهریمنی نیز آکنده می‌سازند.

همان طور که ادیان برای هدایت انسان‌ها در مسیر وحدت و رحمانیت برنامه‌ریزی کرده و با پیش‌بینی لازم همة‌ امکان فرهنگی و مادّی را فراهم آورده‌اند. ائمة کفر، ساحران، جادوگران و شیطان‌پرستان نیز به بیکار ننشسته و برای تأثیرگذاری بر انسان‌ها و ارسال پیام‌های شیطانی برنامه‌ریزی کرده‌اند.

شهرسازی، معماری و احجام خاصّ هندسی مورد نظر آنها، ابزاری هستند برای این تأثیرگذاری.

با این مقدّمة طولانی هیچ پرسیده‌اید که چرا و از کجا طی هشت و نه سال اخیر و به بهانة ساخت و سازهای مدرن، بخش عمده‌ای از مراکز تجاری و اداری شهرهای بزرگ و کوچک، شکلی "هرمی " به خود گرفته‌اند؟

چرا اماکن مذهبی، در سایه و زیر این اماکن تجاری فرو غلتیده و در انزوا رفته‌اند؟ چرا در نقاطی خاص بناهایی خاص و جملگی هرمی شکل و البتّه مشرف بر شهرها بر کشیده شده‌اند؟

شمال، غرب و مرکز تهران و اکثر شهرهای بزرگ مثل مشهد و شیراز در محاصرة این بناهای هرمی شکل‌اند.
این همه، حادثه و واقعه‌ای پیش‌بینی شده نیست.

به پشت اسکناس یک دلاری آمریکا که توسط فراماسونرها طرّاحی شده بنگرید تا به راز اهرام مصر، ساختمان‌های هرمی شکل اطراف مشهد امام هشتم، هتل بزرگ شهر شیراز مشرف به تمامی قبور امام زادگان این شهر مذهبی، ساختمان‌های بزرگ دروازه‌ای شکل برخی از وزارتخانه‌های مهم، برج‌های سه قلو و دوقلوی شمال و غرب تهران و ساختمان‌های هرمی شکل پیرامون مصلّای بزرگ تهران، پی ببرید.

حجم‌های هرمی، ستارة شش گوشه، چشمی در میانة یک مثلث، در زمرة قوی‌ترین علامات شیطان‌پرستی هستند که در کنار بسیاری از اعمال و مناسک ماسونی و شیطان‌پرستی، جاذب نیروهای شرور شیطانی و غلبة آنها بر حالات و احوال مردم می‌شوند.

در اوج غفلت ما، کسانی دست در کار آوردند تا در سکوت و خفا، جان مردم شهر را در معرض انرژی‌ها و تشعشعات نیروهای اهریمنی بیمار و آسیب‌پذیر کنند. این نیروها در شرایطی عمل می‌کنند که همة ما حیران و مات سر در پی شناسایی علل بسیاری از ناهنجاری‌های اخلاقی رایج در میان مردم می‌گردیم.
این واقعه در عموم نقاط جهان اسلام رخ داده است.

همة کسانی که به دبی و حتّی عربستان سفر کرده‌اند این سخن را تأیید می‌کنند. مجتمع بزرگ تجاری وافی در دبی، دو برج شیطانی در دست ساخت مشرف به صحن بزرگ مسجد الحرام، تنها نمونه‌هایی از این واقعه‌اند.

پیشتر از نقش و تأثیر نمادهای شیطانی در جان و روح کسانی که با آن نمادها و در کنار آنها به سر می‌برند سخن گفته‌ام. این بار نیز می‌توانید با نگاه روشنفکرانة جاری و ساری که طی سال‌های دراز بر جان من و شما جاری ساخته‌اند این همه را حاصل ذهن و زبانی سودایی و مالیخولیایی مبتلا به سندرم توهّم توطئه فرض کنید یا از سوی دیگر می‌توانید به مطالعة جدّی دربارة این موضوع مشغول شوید و آنگاه به قضاوت بنشینید. دستی پنهان جان ما را آماج تیرهای شیطان قرار داده است و ما بی‌خبر از همه جا از تماشای این همه برج در اقصانقاط شهر خود در عجب می‌مانیم و بر سازنده‌اش درود می‌فرستیم.

باید پرسید چرا این برج‌ها را مشرف بر اماکن مذهبی مسلمانان ساخته‌اند؟ چرا مسجد الحرام، چرا مشهد امام رضا(ع)، چرا بر فراز شهر زیارتی شیراز؟ چرا مصلّای بزرگ تهران و چرا بر بلندی حرم امام خمینی(ره)، چرا مشرف به مسجد جامع ارومیه و صدها چرای بی‌پاسخ دیگر در این شهرهای بزرگ و بی‌دروازه... .
گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار!